تا مسافرهای شهر آشنایی بگذرند....خویش را از دره های بی کسی پل کرده ام
|
||
|
+
نوشته شده در
ساعت 13 توسط فاطــیما
|
|
||
|
با آنکه تو را گرم کند سرد مباش بر آنکه تو را شفا دهد درد مباش…چیزی به جهان به ز جوانمردی نیست رسوای زمانه باش و نامرد مباش
فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرارِ رسیدن
|
||
|
+
نوشته شده در
ساعت 13 توسط فاطــیما
|
|
||
|
به علت پخش فیلم مستهجن "زهره" نام سیاره ی زهره به "گل محمدی" تغییر یافت.
اگه تو سرمای زمستون منو یخ زده پیدا کردی ۱لب ۱لب ۱لب .... ۱ لبو واسم بخر.
|
||
|
+
نوشته شده در
ساعت 13 توسط فاطــیما
|
|
||
|
غروب شد
خورشید رفت آفتابگردان دنبال خورشید می گشت ناگهان ستاره ای چشمک زد آفتابگردان سرش را پایین انداخت آری.... گل ها هیچ وقت خیانت نمی کنند....
|
||
|
+
نوشته شده در
ساعت 15 توسط فاطــیما
|
|
||
|
....
تو ،حرفات مثل شعرت چشات فریبه کی گفته که برات حالا دل بیقراره من شنیدم صداتو در صدات شکستم کی گفته که برات حالا دل بیقراره یک نگاه یک ترانه دیدنت تو رو روزام شد ترانه امروز گریه کردم گریه کردم به خاطرت شعر نوشتم عاشقانه یک ترانه عاشقانه ببار بر من بساز با من بمون با من که با تو زنده بمونم .... تو تنها نشونی تو شب غریبه نگو که از عشقت بی نصیبه من تنها غریبم خود فریبم کی گفته که برا حالا دل بی قراره
امروز گریه کردم گریه کردم به خاطزت شعر نوشتم شد ترانه امروز گله کردم از این زمونه گله هام شد ترانه شد ترانه عاشقونه ببار بر من بساز با من بمون با من برای من که با تو زنده بمونم ....
|
||
|
+
نوشته شده در
ساعت 15 توسط فاطــیما
|
|
||
|
|
||
|
+
نوشته شده در
ساعت 15 توسط فاطــیما
|
|
||
|
و چه نیک است چشمان وفاداری که غمگنانه می گرید و اما چشمان او... مشتاق و عاشق و بی خیال و بی خبر... ... شبی که یکی می گریست اما دیگری می خندید. اما بی خبر می خندید... گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو می شکنه گفتی که این بخت بود تقدیر تو شکستنه هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم گفتم بمون اون روز میاد غصه هامون تموم می شه گفتی اگه باهام باشی لحظه هامون حروم می شه
|
||
|
+
نوشته شده در
ساعت 15 توسط فاطــیما
|
|
||
|
بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم من یه عمریست که اسیرم زیره زنجیره غمت دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت
علوم عشق تنها عنصري است که بدون اکسيژن ميسوزد. فارسي عشق تنها کلمه ايست تنها ماضي و مضارع ندارد. رياضي عشق تنها عددي است که هرگز تنها نيست . ورزش عشق تنها توپي هست که هرگز اوت نمي شود. قرآن عشق تنها آيه ايست که در هيچ سوره اي وجود ندارد. انشا عشق تنها موضوعي هست که مي تعوان توصيفش کرد. فيزيک عشق تنها آدم ربايي هست که قلب را به سوي خود مي کشد. زيست عشق تنها ميکربي هست که از راه چشم وارد مي شود. شيمي عشق تنها اسيدي هست که درون قلب اثر مي گذارد
آهنگ وبلاگ قشنگه؟ |
||
|
+
نوشته شده در
ساعت 8 توسط فاطــیما
|
|
||